تبلیغات
از ته دل بخندید - جوک های لری قسمت دو
تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1392 | 18:15 | نویسنده : علی عبدالهی

لره داشته تو لس‌آنجلس قدم میزده، یهو داریوش رو میبینه، بدو بدو میره جلو، میگه: سلام آقا داریوش! داریوش میگه: سلام هموطن! لره کف میکنه، میگه: اوووف! عجب کیفیتی!





یک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن

 

ترکه و لره رفته بودن شکار ترکه از دور یه شیر می بینه شلیک میکنه ولی تیرش خطا میره و به دم شیر می خوره شیره هم شاکی میشه میاد طرفشون تا سرویسشون کنه . ترکه سریع میره بالای درخت میبینه لره همی طور وایساده بهش میگه: بابا دیونه بیا بالا الان میاد سرویست میکنه لره یه نگاهی بهش میکنه میگه :به من چه ! مگه من زدم


http://pc-matlab.mihanblog.com/


بیاد ادامه رو ببینید

به لره میگن روز جمعه کجا بودی؟ میگه والا امام رضا طلبید رفتیم شمال

 

 

لره میره خواستگاری، مادر- پدر دختره بهش جواب رد میدن، میگن دختر ما داره درس میخونه. لره میگه: اشکال ناره، مه مرم دو ساعت دیه ور میردم (اشکال نداره من میرم دو ساعت دیگه بر می گردم)

 

 

رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟

کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه

 

 

 از لره میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه:‌ ای بابا! مثل اینه که بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی

http://pc-matlab.mihanblog.com/





طبقه بندی: جوک لری،